السيد محمد باقر الداماد ( الميرداماد )
146
تقويم الايمان وشرحه كشف الحقائق للعلوي ( تعليقات النوري )
واين نزديكى آنگاه تشديد شد كه به مصاهرت ودامادى ميرداماد نيز مفتخر گرديد ؛ ودر پايان بدانجا رسيد كه ميرداماد وى را به عنوان فرزند روحاني بل أفضل أولاد روحاني ووارث معنوي خويش معرّفى كرد . أو مدّتهاى مديدى از قبسات مصاحبت با مير وجذوات ملازمتش برخوردار بود واندك اندك مدارج علم وكمال را طىّ كرد تا آنكه توانست همچون استادش دوستداران حكمت وحقيقت را بر شاهبال لمعات ملكوتية سوار ، وبا مصابيح قدس به معراج عارفين رهنمون سازد ، ودر حظيرهء انس ، لوامع ربّانى را بنماياند ، ودر رياض قدس نقاب از چهرهء مه روى لطايف غيبى بركشد وكشف حقايق كند . أو با استمداد از فيض روح القدس همچون مسيحاى استرآبادي در تلفيق عقل ودين كوشيد . تبيين ويژگيها وبرجستگيهاى شخصيت گرانقدر وستبرى چون مير سيّد احمد علوي كه از جبال علم به شمار مىآيد از حوصله وتوان اين نوشتار خارج است وكتابهاى مستقلّى را مىطلبد ، زين رو به بيان اجمالي شمارى از آنها بسنده مىكنيم : أو همچون أستاذ خويش جامع منقول ومعقول بود . همان گونه كه گذشت دو اجازه از ميرداماد واجازهاى هم از شيخ بهايى داشت . افزون بر آن حواشي ارزشمندى بر دو كتاب الكافي ومن لا يحضره الفقيه نگاشت والاستبصار را شرح نمود . در تفسير ، اثرى فارسي از خود بر جاى گذارد كه در نوع خود بىنظير است . در اين اثر ، آياتي را كه مشتمل بر مباحث اعتقادي كلامي است ، در قالب نثرى زيبا ودلاويز وآميختهء با أنواع استعارات أدبي وواژگان ومفرداتى فصيح تفسير كرد وآن را لطايف غيبيه ناميد . تأليف لطايف غيبيه يكى از مظاهر تلاشهاى اين حكيم فرزانه در جهت اثبات همآوايى ، همنوايى وسازگارى عقل وشرع است . در مباحث فلسفي نيز بر تمامى مشارب : مشّاء ، اشراق ، عرفان وكلام احاطهء تامّ داشت . امّهات آثار شيخ را از محضر ميرداماد فرا گرفت وحواشي گرانسنگى بر إلهيات شفا نگاشت كه در كنار حواشي صدر المتألّهين از بىنظيرترين حواشي وشروح آن به شمار آمده وحاكى از عمق تسلّط وتمهّر أو بر فلسفهء مشّاء است .